عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

617

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

آنچه فرو فرستاد بر شما مِنَ الْكِتابِ وَ الْحِكْمَةِ از نامه و دانش راست ، يَعِظُكُمْ بِهِ كه پند ميدهد شما را به آن وَ اتَّقُوا اللَّهَ و بپرهيزيد از خشم و عذاب خداى وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ و بدانيد كه خداى به همه چيزها دانا است از كرد و گفت و نيت خلق وَ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ - و چون زن را طلاق دهيد فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ چون آن زن را عدت بكران آيد فَلا تَعْضُلُوهُنَّ باز مداريد آن زن را أَنْ يَنْكِحْنَ أَزْواجَهُنَّ كه به نكاح با شوى خويش گردد ، إِذا تَراضَوْا بَيْنَهُمْ كه اين زن و آن مرد هامداستان گشتند بباز رسيدن با هم بِالْمَعْرُوفِ به نيكويى و راستى ذلِكَ يُوعَظُ بِهِ اين پند است كه خداى ميدهد مَنْ كانَ مِنْكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ آن كس را كه گرويده است از شما به خدا و روز رستاخيز ذلِكُمْ أَزْكى لَكُمْ وَ أَطْهَرُ كه چنين كنيد شما را بهتر است و هنرى تر و پاكتر وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ و خداى داند و شما ندانيد . النوبة الثانية - قوله تعالى : الطَّلاقُ مَرَّتانِ الآية . . . - حكم طلاق در روزگار جاهليت و در ابتداء اسلام پيش از نزول اين آيت آن بود كه هر آن كس كه زن خويش را طلاق دادى اگر يكى و بيشتر ، طلاق را حصرى و حدى نبود ، و مرد را حق رجعت بود در روزگار عدّة ، تا آن گه كه زنى آمد بعايشه ناليد از شوى خويش ، كه وى را طلاق ميداد بر دوام ، و رجعت ميكرد بر سبيل اضرار ، و عايشه آن قصه با رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلم بگفت ، و در آن حال اين آيت آمد و حدّ طلاق پيدا شد و به باز آمد . گفتند يا رسول اللَّه الطَّلاقُ مَرَّتانِ و اين الثالثة ؟ اين دو طلاق است كه گفت ذكر سيم كجاست ؟ گفت : فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ اين تسريح نام سديگر